شعر= رنگ دورنگی
5 بازدید
موضوع: ادبیات فارسی
شعر= رنگ دورنگی
سید محمد مهدی حسینی وفامهر

وطن سوخت.
من دیدم...
آن که می‌خندید.
خنده‌ی او،
بر جنازه‌ی قائد،
به جای اشک...
به جای سوگ
او شاد بود...
وقتی زنگ تفریح کودکان میناب
«سرخ» شد.
سرخی خون،
در میانه‌ی کیف‌های کوچک.
لعنت بر قلب سنگی‌اش.
نفرین بر هر لبخندی
که از خاکستر ما زاده شد.
رنگی بر پیشانی‌اش باد
که هرگز پاک نشود؛
رنگ ننگ...
رنگ دورنگی.